تبلیغات
یابو وب جامعه مجازی آریکانیان - محسن نامجو سگی که میخواند به نقل از خودش در نقد 3
 
یابو وب جامعه مجازی آریکانیان
این قالب فغلا آزمایشی است -- اگر دوستانی می توانند ما را در آپدیت موضوع خاصی از وبلاگ یاری کنند در بخش تماس با مدیر اعلان کنند
درباره وبلاگ


اگر دوستانی می توانند ما را در آپدیت موضوع خاصی از وبلاگ یاری کنند در بخش تماس با مدیر اعلان کنند

مدیر وبلاگ : ایلیا جلیلوند
نظرسنجی
نظرتون در مورد قالب چیه؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
'
blog stat
افراد آنلاین Ali Jalilvand

Create your badge
حسین پرنیا، نوازنده سنتور و آهنگساز، یکی دیگر از منتقدانی بود که در این برنامه شرکت داشت و در میان برنامه هم مدتی به ایراد نقدهای خود در حضور صاحب اثر پرداخت؛ در اینجا گفته های این موسیقیدان را با سایت گفتگوی هارمونیک می خوانیم : این برنامه اصلا نقد و بررسی نبود و به نظر من یک معرفی بسیار عجولانه و نابخردانه بود؛ چون نقد تعریفی دارد و به هر حال این اصول اینجا دیده نشد و آقای نامجو هم به نظر من همانطور که در جلسه اعلام کردم پدیده جدیدی نیست و کارش هم در زمینه موسیقی کار دست چندم است.


حالا اگر عده ای می خواهند این موسیقی را در بوق و کرنا کنند که سروصدایی ایجاد شود، زهی سعادت برای آنها! اما واقعا اینها یک تبی است که در جامعه ما می آید و میرود و تا به امروز ثابت کرده که ماندنی هم نیست و مانند موسیقی مصرفی است.

متاسفانه در جامعه بزرگ ما هر حرکت مدرن و جدیدی و یا مخالفتی (به صورت ارزش درآمده) سئوال من این است که مخالفت با چی؟! ما با چه کسی مبارزه میکنیم؟! لزوما آزادی به معنای بیرون انداختن هر چیز قدیمی نیست، اگر ما بخواهیم آزادی را مجموعه ای از آزاد اندیشیدن، آزاد زیستن و ... معنی کنیم، زندگی ما روند دیگری پیدا خواهد کرد... اما اگر در حوزه موسیقی از ما می پرسند، (پس) چرا مردم استقبال میکنند؟ این چراها را مانباید جواب دهیم، اینها را از مسئولین فرهنگی و هنری سئوال کنید! اینرا من داشتم در جلسه میگفتم ولی جو سالن اجازه نمیداد، میخواستم بگویم که اینقدر که در جو سیاست هستند، در جو فرهنگ و هنر نیستند.

این خود امروز یک معضل بزرگ شده، امثال آقای نامجوها، افراد واقعا کم سوادی هستند در این زمینه، البته منظورم سواد تحصیلی نیست، یعنی آگاهی و تجربه هایی که دارند، تجربه های غامضی نیست و در حد تجربه سطحی است؛ حتی اگر دیده باشید وقتی من اشکال کوک را گرفتم، ایشان حتی تامل نکردند .... روحیه پرخاشگری نشانگر توانایی انسان را در انجام کار هنری نیست؛ خیلی ها آمدند و این کار را کردند و رفتند؛ روحیه ای که از ایشان دیدم روحیه کاملا پرخاشگر و در عین حال منزوی بود، نه روحیه ای سرشار از باور و علم. جالب است که در ابتدا ایشان گفتند من روی این موضوعات تحقیق کردم و در ادامه صحبت هایشان به اینجا رسیدیم که نه، تخصص خاصی وجود ندارد، توانایی شناخت شور و چهارگاه و سه گاه را امروز خیلی از جوانها دارند و دلیلی ندارد که به عنوان تخصص مطرح شود.

ای کاش سئوالی که آقای مختاباد مطرح کردند که چرا دنبال شعرهای حافظ و مولانا و اشعار جدی رفتید؟ جواب داده نشد، چون (کار آقای نامجو) مثل این میماند که شما موسیقی بتهوون را به صورت طنز اجرا کنید و بگویید، بتهوون مخصوص قشر خاصی نیست و مربوط به همه مردم دنیاست. ببینید به نظر من این گریز است از واقعیت؛ اگر ما در دنیای امروز زندگی میکنیم، واقعیت های اصلی آن را نباید کتمان کنیم، من میپذیرم که انسان امروزی در تمام دنیا حق زندگی دارد و حق انتخاب که مثلا بگوید من این غذا را میخورم و این را نمیخورم، این موسیقی یا فیلم را گوش میدهم یا میبینم یا نه ... این حق را دارد ولی اگر آمد یک قسمت کتابی را پاره کرد و دور ریخت نمیشود بگوید این سهم من بود و دور ریختم...

میخواستم در این جلسه داستان مولوی را که فردی در کشتی داشت زیر پای خود را سوراخ میکرد و میگفت اینجا متعلق به من است را بیان کنم که دیدم به قدری جو سالن به هم میریزد و سوت و کف و دعوا پیش می آید که منصرف شدم! اما اینجا میگویم که دوست عزیز! اگر ما در دنیای امروز در کنار هم زندگی میکنیم، نباید به حقوق یکدیگر هم تعرض کنیم و به فرهنگ لطمه بزنیم، نمیتونیم از این درخت یک شاخه را بشکنیم و بگوییم این متعلق به من است، نه این شاخه برای تو تنها نیست! این خیلی برخورد نابخردانه ای هست.

یک انتقادی هم داشتم به کسانی که نقد کردند در این جلسه؛ این ها اصلا نقاد نبودند! وقتی این جمعیت را دیدند به پت و پت افتادند! من اعتراض کردم به مدیر برنامه که خواهش میکنم که کسانی که برای نقادی دعوت میکنید انسانهای عالمی باشند تا جلسه نقد عالمانه باشه نه جاهلانه!

جلسه هایی که من میبینم برنامه نقد نیست واقعا" امیدوارم در سال آینده این برنامه ها رو به بهبودی برود و اینقدر به حاشیه نپرد ازند و این فرهنگ را راه بیندازند که اگر علاقمند (هنرمند خاصی) در سالن حضور دارد، فقط گوش دهد و ببیند که بقیه چه میگویند و طرفداری و هواداری آنجا نباشد، مثل آنکه یکی در جلسه گفت من چون همشهری آقای نامجو هستم...! یا کسی آقای شجریان را مثال زد که به نظر من توهین شد به ایشان! نباید با کسی مغرضانه برخورد شود. ما در بخش روشن این موضوع تیرگی میبینیم، یعنی تیره میکنند بخش روشن را...

من دارم برای خودم سنتور میزنم و آهنگسازی میکنم، ولی اگر فردا یک آهنگ من بین مردم معروف شد، نگویم آقای پایور کسی نیست! بزرگش نخوانند اهل خرد/ که نام بزرگان به زشتی برد

به نظر من اصلا نقدی صورت نگرفت، یعنی به نظر من این یک ناهنجاری خیلی مضحک بود! ولی من خیلی خوشحالم که این اتفاق افتاد، چون اگر اصل موضوع چیز مطرحی بود، این جلسه به اینجا کشیده نمیشد و معلوم شد که طرفداران آقای نامجو هم، تقریبا" کمتر از ایشان فکر نمیکنند! به نظر من ایشان فکر سطح پائینی دارند و مخاطبشان هم همینگونه بودند...

ببینید جوان بودن یک امتیاز میتواند باشد اگر ریشه دار باشد، اتفاقا" هم خوشحال میشدم یکی از این جوانها به آقای نامجو بگوید که آقای نامجو من میتوانم از شما بخواهم که پیرامون فلان اثرتان توضیح بدهید... همه حمایت کورکورانه میکردند! آقای نامجو تکان میخورد همه دست میزدند! آقای نامجو میگفت من یادم رفته! اینها دست میزدند! خوب پس متوجه میشویم که آقای نامجو هم بدش نمی آید از این جو مرید و مراد بازی که عده ای همیشه تشویقش کنند



نوع مطلب : دانلود و در مورد موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 10 دی 1388
ایلیا جلیلوند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر